تعارض»، سفری روانکاوانه در گذرگاههای تاریک ذهن
- شناسه خبر: 34751
- تاریخ و زمان ارسال: 7 شهریور 1404 || 11:38
مهدی صالحی منتقد سینما و تلویزیون در یادداشتی به نقد و بررسی فیلم سینمایی «تعارض» ساخته محمدرضا لطفی پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری خبربین آنلاین، در ژانر معمایی و جنایی در سبک نئو نوآر، به کارگردانی محمدرضا لطفی اثری است که بیپروا به ژرفای تاریکترین گذرگاههای ذهن انسان میرود و بیننده را با پرسشهای بنیادین درباره هویت، واقعیت و معنای وجود روبرو میکند. این فیلم که ابتدا با نام «ریست» معرفی شده بود در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در بخش «نگاه نو» حضور یافت و توجه همگان را به خود جلب کرد.
لطفی که پیش از این با فیلم «ماجرای گم شدن مریم»در ژانر وحشت و مستندنما شناخته شده بود در این اثر به سراغ فرمی کاملاً تجربی رفته است. انتخاب جسورانه استفاده از دوربینهای مداربسته به عنوان تنها راوی داستان، این فیلم را به اثری منحصر به فرد در سینمای ایران تبدیل کرده است. این انتخاب نه تنها یک تکنیک روایی بلکه بیانی است نمادین از جهان معاصر که در آن مرز بین حریم خصوصی وعمومی روز به روز محوتر میشود.
فیلم حول محور شخصیتی به نام رضا با بازی درخشان رضا بهبودی میچرخد که درگیر بحرانهای روانی عمیقی است. او در مقابل پلیس و روانشناسش اعتراف میکند که همسرش را به قتل رسانده است؛ اما این تنها آغاز راه است؛ راهی پرپیچ و خم که در آن واقعیت و خیال درهم میآمیزند و بیننده را به چالش میکشند.
از منظر روانشناختی «تعارض» پژوهشی عمیق در مورد اختلال هویت تجزیهای و مرزهای شکننده واقعیت است. شخصیت رضا نماینده انسان مدرنی است که در جهان بیمعنای امروزی به دنبال یافتن هویت و معنایی برای وجود خود است. استفاده از دوربینهای مداربسته به عنوان نمادی از نظارت دائمی اشارهای است به مفهوم «نظارت درونی» در روانکاوی که در آن فرد به طور مداوم خود را زیر نظر میگیرد و مورد قضاوت قرار میدهد.
بازی استثنایی رضا بهبودی یکی از نقاط قوت برجسته فیلم است. او با ظرافت و عمق قابل توجهی ابعاد مختلف شخصیت پیچیده و آسیب دیده رضا را به تصویر میکشد. بهبودی بیشتر از طریق زبان بدن، نگاههای معنادار و سکوتهای پرمعنا بازی میکند تا دیالوگ گویی. این انتخاب هوشمندانه به درک بهتر عمق روانی شخصیت کمک میکند.
از نظر تکنیکی فیلم به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده که به فضای روانی اثر عمق میبخشد. این انتخاب نمادین دوگانگی و تعارض در وجود شخصیت اصلی را نمایندگی میکند.
قاببندیهای محدود دوربین مداربسته حس کلستروفوبیک و تنگنایی را القا میکند که با وضعیت روانی شخصیت اصلی همخوانی کامل دارد.
صحنههای رقص رضا که با آهنگهای دهه شصتی همراهاست از نمادینترین بخشهای فیلم است. این صحنهها نمایانگر تناقض در وجود اوست؛ از یک سو آزادی و رهایی و از سوی دیگر اسارت در گذشته و تعلقات روانی. این تضاد هسته مرکزی فیلم را تشکیل میدهد.
فیلم به شدت تحت تأثیر مکتب اگزیستانسیالیسم است و به مفاهیمی مانند پوچی، تنهایی و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. شخصیت رضا نماد انسان مدرنی است که در جستجوی معنا در جهان بیمعناست. این جستجو او را به ورطه جنون میکشاند و مرز بین واقعیت و خیال را برایش محو میکند.
یکی از نقاط قوت فیلم پرداخت عمیق به موضوعات روانشناختی و فلسفی است. لطفی با جسارت به بررسی اختلالات روانی میپردازد و بیننده را به تفکر درباره ماهیت واقعیت وامیدارد. این جسارت در سینمای ایران کمنظیر است و نشاندهنده بلوغ فکری کارگردان است.
با این حال فیلم خالی از ضعف نیست. ریتم کند و طولانی بودن برخی سکانسها ممکن است برای مخاطب عام خستهکننده باشد. همچنین ابهام بیش ازحد در روایت در برخی موارد بیننده را سردرگم میکند. به نظر میرسد لطفی گاهی آنقدر در پیچیدگیهای روایی غرق شده که از توجه به نیازهای تماشاگر برای درک داستان غافل مانده است.
نکته دیگری که قابل تأمل است پرداخت ناکافی به برخی خطوط داستانی فرعی است. شخصیت همسر رضا با بازی سودابه بیضایی اگرچه حضوری کمرنگ دارد اما میتوانست عمق بیشتری به روایت ببخشد. توسعه بیشتر این شخصیت و رابطه او با رضا میتوانست به درک بهتر انگیزهها و تعارضات شخصیت اصلی کمک کند.
از نظر زیباییشناسی فیلم به شدت تحت تأثیر سینمای اروپای شرقی به ویژه آثار آندری تارکوفسکی است. استفاده از نماهای طولانی، سکوتهای معنادار و فضاسازی روانی، همگی نشاندهنده این تأثیرپذیری هستند؛ اما لطفی تنها به تقلید نپرداخته بلکه این عناصر را در بافت فرهنگی ایرانی بازآفرینی کرده است.
ورود رنگ به فیلم در پایان نمادی از روشنایی و مواجهه با واقعیت است. این تغییر ناگهانی نمایانگر شکسته شدن مرزهای خیال و واقعیت است. بااین حال به نظرم این پایانبندی تحمیلی است و فیلم میتوانست با صحنه بسته شدن درب و خودکشی به پایان برسد.
به طور کلی «تعارض» اثری است جسورانه و چالشبرانگیزکه مرزهای سینمای ایران را جابجا میکند. این فیلم نه تنها یک اثر سینمایی بلکه تجربهای روانشناختی است که بیننده را به تفکر و تأمل تشویق می نماید. اگرچه ممکن است برای همه مخاطبان قابل درک و لذت نباشد اما از نظر هنری ارزش بالایی دارد.
این فیلم نشان میدهد که سینمای ایران میتواند با عبور از کلیشههای مرسوم آثاری عمیق و انسانی خلق کند. این اثر امیدواری نسبت به آینده سینمای ایران را افزایش میدهد و ثابت میکند که میتوان با کمترین امکانات بزرگترین ایدهها را به تصویر کشید.
در نهایت «تعارض» بیش از آنکه یک فیلم باشد یک تجربه سینمایی است؛ تجربهای که بیننده را با تاریکیهای درون خود روبرو میکند و او را به بازنگری در مفاهیم واقعیت، هویت و معنا وامیدارد. این فیلم اثبات میکند که سینما میتواند نه تنها یک رسانه سرگرمی بلکه ابزاری برای کاوش در ژرفای وجود انسان باشد.
انتهای پیام/
ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
خواهشمندیم برای ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربری خود بشويد