از دستگیری سارق شیک پوش ۷۳ ساله تا موبایل قاپ ۱۸ ساله
- شناسه خبر: 28715
- تاریخ و زمان ارسال: 11 اردیبهشت 1404 || 15:38
در طرح دستگیری جدید مأموران پلیس آگاهی پایتخت، متهمان زیادی دستگیر شدند از جمله موبایل قاپ قیطریه، گردنبند قاپ منصور و حتی پیرمرد کتوشلوار پوش ۷۳ساله که بدون هیچگونه تخریب وارد خانهها میشد و یک راست طلاها را پیدا کرده و سرقت میکرد.

به گزارش پایگاه خبری خبربین آنلاین ،مأموران پلیس آگاهی پایتخت چند روز پیش طرح عملیاتی ویژهای را برای دستگیری سارقان و مالخران به مرحله اجرا گذاشتند که در طی آن علاوه بر دستگیری مجرمان، اموالی از جمله موتورسیکلت، خودرو، ضبط، رینگ و لاستیک و طلا و موبایل و… کشف و ضبط شد؛ کشفیات آنقدر زیاد بود که روی میزهای چیده شده در حیاط آگاهی را پر کرد و قسمتی هم بر روی زمین قرار گرفت.
متهمان هم ۲۶۴ نفر بودند از سارق و زورگیر و موبایل قاپ تا گردنبند قاپ و مالخر که فقط تعدادی را به حیاط پلیس آگاهی منتقل کردند.
پرونده اول: فرار زن جوان و دوستش از دست مسافرکش شیاد
زن جوان مستاصل به اینور و آنور نگاه میکند تا اینکه ناگهان نگاهش در گوشه ای از حیاط به سمتی خیره می ماند و سریع رو بر می گرداند. به سمتش میروم و میپرسم در آن گوشه چه دیدید؟بدون لحظهای وقفه با صورتی پر از خشم میگوید همان سارق شیاد … .زن ۳۲ساله و مادر دو فرزند است، در فرودگاه کار میکند.برایم از ماجرایی که در ۲۶ بهمن سال گذشته برایش رخداده سخن میگوید:«شبکار بودم. باید میرفتم سرکار.محله زندگیمان شهر قدس است. من و دوستم کنار خیابان سوار یک خودروی سمند شدیم. دو تا مسافر آقا داشت که بعد از مسافتی پیاده شدند. کمی جلوتر هم یک مسافر آقا سوار کرد که نگو همدستش بوده است.کمی که جلوتر رفت دیدم مسیر را به سمت دیگری پیچید.گفتم آقا مسیر ما این طرف نیست که با یک لبخند وحشتناک به من گفت که قرار است کمی با هم تفریح کنیم.ترسیدم؛ به او گفتم که شماره حساب بدهد تا پول برایش واریز کنیم اما قبول نکرد و به مسیرش ادامه داد.نفسم تنگ شده بود سرعت ماشین بالا بود باید کاری می کردم.از شدت عصبانیت با دو پا محکم به پشت صندلی راننده فشار دادم صندلی جلو رفت و راننده مجبور شد سرعتش را کم کند.در همین حین در ماشین را باز کردم تا بیرون بپرم اما راننده و همدستش به سمت موان چرخیدند و دست و لباسمان را کشیدند.درگیر شدیم.نمی دانم چقدر طول کشید اما با هر بدبختی که بود من و دوستم خودمان را از ماشین پرت کردیم پایین».
زن با چهره پر از خشم رو به متهمی که آن طرف حیاط آگاهی با پیراهن مشکی به تن ایستاده، نگاه می کند و میگوید: همین بیصفت بود؛ اصلاً نفهمیدم چطور و کی گردنبند و دستبندم را دزدیدند… انگار در همان درگیری که مقنعه ام را کشید و پاره کرد و دستم را میکشید و نمیگذاشت از ماشین بیرون بیایم از دست و گردنم طلاهایم را کشیده و کنده است.به زن میگویم بعد چه شد؟ آهی میکشد و میگوید: باور میکنید هیچ خودرویی برای ما نگه نداشت. جلوی ماشینها میرفتیم و التماس میکردیم که ترمز کرده و به ما کمک کنند اما همه میرفتند… من و دوستم هم میدویدیم و همین راننده هم دنبالمان کرده بود اما همدستش فقط ایستاده بود و میخندید و فحش میداد. زن میگوید که دوستم گوشیاش را درآورد و فیلم گرفت اما چون حافظه اش پر بود فقط یک مقدار کم فیلم ضبط شد؛ یکی دوتا عکس هم از ماشین گرفتیم و بالاخره با هرچه بدبختی بود از دستشان رها شدیم.حرف زن تمام نشده افسر پرونده به سمت ما آمده و از زن دوباره درباره متهم میپرسد.زن با صدای بلندی که خشمش را نشان میزند با دستانش دوباره به همان متهم لباس مشکی اشاره میکند.سرباز متهم را به سمت زن میآورد؛ زن انگار رعشه در بدنش افتاده؛ نفسش تنگ می شود با اشاره دست میگوید که این فرد را از من دور کنید.زن که به سمت ساختمان پلیس آگاهی میرود از افسر پرونده موضوع را میپرسم که میگوید ماشینی که در عکس بوده شناسایی شده است؛ یک سمند سفید که متعلق به پدر همین متهم است و مالک خودرو گفته است که پسرش با آن مسافر کشی میکرده، عکسی هم که در صحنه درگیری ثبت شده به انضمام قسمتی کوتاه از فیلمی که دوست همین خانم گرفته به شناسایی ما کمک کرده است البته تحقیقات هنوز ادامه دارد.
مواجهه موبایل قاپ با دختر رزمی کار
متهم ۱۸ ساله است لباس آبی پلیس را بر تن کرده و دستبند به دست ایستاده.نه احساس ناراحتی دارد و نه نگرانی و تشویش؛ خیلی راحت خودش را معرفی میکند و میگوید: فقط دوبار سرقت کردم یک بار گوشی همین دختر رزمی کار در قیطریه را دزدیدم که فیلم ضبط شدهاش از دوربینهای مداربسته در فضای مجازی منتشر شد و بار دوم هم که ماشین گشت در خیابان دستگیرمان کرد.رضا میگوید که با سه نفر از دوستهایم که آنها هم ۱۸ سالهاند سوار بر دو موتور رفتیم بالای شهر؛ آن هم برای گوشی قاپی. قرص خورده بودیم و حالمان یک جوری بود… یک دختر خانم را دیدیم که با گوشی حرف میزند. او را زیر نظر گرفتیم و در کوچه ای خلوت به سراغش رفتیم تا آمدم گوشی را از دستش قاپ بزنم فن پا زد؛ افتادم اما باز بلند شدم و گوشی را برداشتم و فرار کردم.میپرسم گوشی چه برندی بود؟میگوید که آیفون ۱۱ پرومکس بود.میپرسم چند فروختی؟ میگوید: ۱۰ تومن که نفری ۲ میلیون و پانصد هزار تومان سهم هر کداممان شد.از رضا میپرسم اگر بخواهی به دیگران توصیه کنی که مواظب باشند تا گوشیشان را امثال شما ندزدند چه میگویی؟ خیلی راحت میگوید که به مردم توصیه میکنم که گوشی را در دستشان نگیرند؛ وقتی هم سوار ماشین هستند شیشه را پایین ندهند.
مواجهه موبایل قاپ با دختر رزمی کار
متهم ۱۸ ساله است لباس آبی پلیس را بر تن کرده و دستبند به دست ایستاده.نه احساس ناراحتی دارد و نه نگرانی و تشویش؛ خیلی راحت خودش را معرفی میکند و میگوید: فقط دوبار سرقت کردم یک بار گوشی همین دختر رزمی کار در قیطریه را دزدیدم که فیلم ضبط شدهاش از دوربینهای مداربسته در فضای مجازی منتشر شد و بار دوم هم که ماشین گشت در خیابان دستگیرمان کرد.رضا میگوید که با سه نفر از دوستهایم که آنها هم ۱۸ سالهاند سوار بر دو موتور رفتیم بالای شهر؛ آن هم برای گوشی قاپی. قرص خورده بودیم و حالمان یک جوری بود… یک دختر خانم را دیدیم که با گوشی حرف میزند. او را زیر نظر گرفتیم و در کوچه ای خلوت به سراغش رفتیم تا آمدم گوشی را از دستش قاپ بزنم فن پا زد؛ افتادم اما باز بلند شدم و گوشی را برداشتم و فرار کردم.میپرسم گوشی چه برندی بود؟میگوید که آیفون ۱۱ پرومکس بود.میپرسم چند فروختی؟ میگوید: ۱۰ تومن که نفری ۲ میلیون و پانصد هزار تومان سهم هر کداممان شد.از رضا میپرسم اگر بخواهی به دیگران توصیه کنی که مواظب باشند تا گوشیشان را امثال شما ندزدند چه میگویی؟ خیلی راحت میگوید که به مردم توصیه میکنم که گوشی را در دستشان نگیرند؛ وقتی هم سوار ماشین هستند شیشه را پایین ندهند.
گردنبندقاپی سرظهر وسط چهارراه!
پرونده دیگر دستگیری پلیس آگاهی، پرونده گردنبند قاپی در چهارراه منصور است که متهم و مالباخته هر دو حضور دارند.زن برایم آن روز را حکایت میکند:« ۲۹ اسفند بود که با برادرم برای خریدن لوستر به چهارراه منصور رفتیم.بعد می خواستیم که لامپ بخریم که مغازه دار گفت از آن طرف خیابان بخرید.از چهارراه که داشتم رد میشدم یک موتوری جلویم پیچید؛ فکر کردم میخواهد متلک بگوید .چشم به چشم شدیم. ماسک هم نزده بود در یک آن گردنبندم را با شدت هرچه تمامتر کشید و کند و برد.… زن دستش را به یقه میگیرد و میگوید: حتی یقه لباسم هم پاره شد.میپرسم کی سارق را گرفتند که با لبخندی بر لب میگوید دو هفته پیش به من زنگ زدند و گفتند سارق را گرفتهاند.زن آهی می کشد و می گوید راستش چندین بار خانواده و دوستانم به من گفتند که مراقب باش و آنقدر طلا به خودت آویزان نکن اما خب آن روز جلسه آخر سال در اداره داشتیم و گردنبند انداخته بودم؛ بعد از جلسه اداره هم با برادرم آمدم خرید؛ اصلاً فکرش را نمیکردم که از من دزدی کنند آن هم در روز روشن وسط چهارراه وقتی که برادرم هم با من بود.زن، سارق را با دستش نشانم میدهد و میگوید که می شود شما در خبرتان بنویسید که مجازات این سارقان را بیشتر کنند؛ به خدا اگر یک بار دست یکی از اینها را قطع کنند دیگر این همه سارق و زورگیر و گردنبندقاب در خیابانها ظاهر نمیشوند که رعشه به تن زنان و دختران بیندازند.
دستگیری، جایزه پلیس برای بیستمین سرقت پیرمرد ۷۳ ساله
پیرمرد با موهای سفید دستبند به دست در وسط حیاط آگاهی نشسته است.به سویش میروم و میگویم اینجا چه میکنید؟ میگوید یک بار شیشه کشیده بودم و رفتم یک خانهای، دزدی کردم و حالا مرا گرفتهاند!میگویم چه جور دزدی کردی که میگوید چراغ خانه روشن بود. خانه حیاطی بود در را هول دادم و رفتم داخل، کسی نبود، داخل خانه از داخل یک کشو ۲۰_۱۰ گرم طلا پیدا کردم و برداشتم و رفتم.حرفش که تمام نشده افسر پرونده از راه میرسد و میگوید این آقا سابقه ۱۹ فقره سرقت دارد؛ همین سرقت آخرش هم ۵ میلیارد تومان بوده، فقط هم طلا میدزدید. افسر پلیس ادامه میدهد: با توجه به فیلم دوربینهای مداربسته این آقا کت و شلوار به تن کرده و بدون هیچ گونه تخریبی در خانه ها را باز کرده و وارد میشده و بدون آنکه حتی خانه را به هم بریزد طلاها را پیدا میکرد و میبرد و حالا سر بیستمین سرقت دستگیر شده است.
خالی کردن راحت کارت بانکی با رمز آن
زن کارمند است؛ با تیپ اداری در محل پلیس آگاهی حاضر شده و مدام به ساعتش نگاه میکند. وقتی به سویش میروم و دلیل حضورش را در مرکز پلیس آگاهی جویا میشوم میگوید که دیرم شده و باید سریع بروم اداره.وقتی اطمینان میدهم که وقتش را زیاد نمیگیرم، میگوید: ۱۷ اسفند بود، رفته بودیم درکه برای کوهنوردی.کیفم را در صندوق عقب خودرویمان که یک پرشیا بود گذاشتم. کارت بانکی هم داخل خودرو بود همراه با کارت ملی که سارق صندوق عقب را باز کرده و کیف و محتویات را به سرقت برد و کارت را خالی کرد.میپرسم سارق چقدر سرقت کرده است که میگوید ۲۰۰ میلیون تومان داخل کارت بود که از حسابمان خالی کرد.از افسر پرونده جزئیات این سرقت را میپرسم که میگوید سارق ادعا کرده که رمز کارت روی کارت نوشته شده و بعد از سرقت از صندوق خودرو با توجه به شماره کارت محتویات آن را خالی کرده است.صحبت مان تمام نشده رئیس پلیس پایتخت از راه می رسد که زن برای تشکر از اقدام پلیس برای دستگیری سارقان به سمت سردار محمدیان میرود.سردار هم بعد از گفتگو با زن میگوید که بارها گفتهایم که رمز کارت را در کنار کارت یادداشت نکنید اما به هر حال خوشحال هستیم که توانستیم سارق را دستگیر کنیم اما بدانید که مقام قضایی ۱ تا ۳ سال حبس فقط برای این سرقت برای این متهم در نظر میگیرد.
دستگیری سارقان خانه های طبقه اول
باندشان سه نفره است. با ماشین کوییک که مال یکی از آنها بوده پنجره روی میکردند. یعنی زاغ زنی کرده و خانههای طبقه اول را انتخاب کرده و بعد از بالکن یا پنجره وارد خانه میشدند.تاکنون چهار تا ۵ فقره سرقت کردهاند در غرب و شرق تهران همان گونه که مهدی متهم ۴۰ ساله میگوید.
دستگیری به عنوان دزد سرانجام شوخی با یک دوست
امیر مهدی ۱۸ ساله است؛ بچه خزانه و میگوید که با بچهها دور هم نشسته بودیم و حرف میزدیم و میگفتیم و میخندیدیم.دو سه نفر از رفقا که سنشان بالاتر بود از سرقت گوشی میگفتند که در همین حین به شوخی گوشی یکی از بچهها را از دستش گرفتیم. ۱۵ پرومکس بود از این دست به آن دست کرده تا اینکه یکی از بچهها گوشی را برداشت.آن دوستمان هم هرچه گفت، گفتیم که گوشی دست ما نیست.بعد هم رفت و از همه ما شکایت کرد. میپرسم خب؛ گوشی را چه کردید که میگوید که ۲۹ میلیون فروختیم و بین ۵ نفرمان تقسیم کردیم اما حالا هر ۵ نفرمان با شکایت او دستگیر شدیم.
سارق کر و لال دستگیر شد
افسر پلیس میگوید کر و لال است؛ حتی نامه تاییدیه از بهزیستی دارد اما از سال ۹۷ دارد دزدی میکند.همدست جدیدش در این ماهها یک فرد تبعه افغانستان است. موتور مال فرد کر و لال بوده و قاپ زنی کار همان فرد تبعه افغانستان… چندین فقره سرقت انجام داده بودند که در نهایت هنگام فروش گوشیها به مال خر پلیس از راه رسید و دستگیرشان کرد.
تعداد دستگیریهای پلیس آگاهی آنقدر زیاد است که نمیرسیم با تک تک متهمان صحبت کنیم.سردار محمدیان رئیس پلیس پایتخت که در جمع خبرنگاران میآید از تلاش شبانه روزی پلیس و اجرای طرح دستگیری سارقان در ۴۸ ساعت خبر میدهد و میگوید در این مدت ۲۶۴ سارق، زورگیر و مالخر را دستگیر کردیموی با بیان این مطلب که پلیس اجازه نمیدهد تعداد معدود افراد شرور و مجرم، آرامش و آسایش مردم را خدشهدار کنند از هماهنگی با دستگاه قضا برای برخورد قاطعتر با متهمان خبر میدهد.صحبتهای سردار که تمام میشود میزهای دور حیاط پلیس آگاهی خالی میشود از هرچه اقلام سرقتی است از سلاح و قمه تا شمشیر و تفنگ.از آن طرف هم متهمان دستبند به دست و پابند به پا سوار ونهای حمل متهم میشوند و حیاط خالی میشود از متهمان و دستگیرشدگان؛ انگار که نه انگار که تا ساعتی پیش دور تا دور حیاط پلیس آگاهی مملو از دستگیرشدگان و اقلام سرقتی و تعدادی از مالباختگان و شاکیان بوده است.
ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
خواهشمندیم برای ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربری خود بشويد